خرید بک لینک

درباره سایت

خاطرات جیر جیرک و خرس مهربون

امکانات وب

لعنت به عشق. ای کاش هیچ وقت عاشقت نمیشدم.

ای کاش هیچ وقت بهت دل نمیبستم.

ای کاش نمیدوستم اینقدر خوبی.

یا دستکم وقتی همه این اتفاقا افتاد ای کاش بی تو نمیشدم...

1 به هم میخوره از بس گفتم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

منم با تو مردم،فقط راه میرم و نفس میکشم وگرنه زندگی نمیکنم.نه امیدی ،نه دلیلی فقط زندم چون قلبم میزنه

چند روز پیش رفته بودم گرمسار،راننده از مسیری که باید نرفت انداخت تو کوچه پس کوچه ها و بیابونا . ته دلم گفتم ای جانم میخواد خفتم کنه یکم مقاومت میکنم و کارمو تموم میکنه.ولی معلوم شد راننده مقصدو متوجه نشده.

گفت دیدی دارم اشتباه میرم چرا چیزی نگفتی؟

نگفتم امیدوار بودم منو بکشی،فقط گفتم گرمسارو بلد نیستم

اههههه

یاد صادق هدایت افتادم که التماس میکرد به مرگی که نمیاد ،مرگی که نمیخواد بیاد...


برچسب: نویسنده: مهسا نصیری تاريخ: چهارشنبه 7 دی 1401 ساعت: 12:18

صفحه بندی